سرویس اجتماعی «سراج24»- محمد مهدی دانی: قصاص کلمهای آشنا به گوش تمام اذهان عمومی است. این پدیده آشنا با قدمتی بسیار طولانی همیشه مورد آماج حملات منتقدان و دفاع طرفدارانش واقع شده است.
در طول سالیان است که بشر، روشهای حکومتداری و ادیان الهی قوانین مختلفی برای مسئله قصاص وضع کردهاند که کاملترین آن دستورالعمل است که دین مبین اسلام برای امر قصاص تعریف کرده است، دستورالعملی جهان شمول که تمام جوانب جامعه و روانشناختی جرم را مد نظر قرار داده و مجازاتی کاملاً متناسب با جرم ارائه داده است.
ما در بخشهای مختلف به بررسی نکاتی از جمله تعریف قصاص و جایگاه آن از منظر قرآن و اسلام و همچنین وضعیت جایگاه فعلی آن در قوانین جمهوری اسلامی ایران میپردازیم.
**قصاص
قصاص در لغت، اسم مصدر از ریشه «قصّ» به معنای پیگیری کردن اثر چیزی است.
قصاص اصطلاحی فقهی و به معنای مجازات مجرم، به تناسب جرم است. بیشتر در زمانهای قدیم برای مجازات مجرمان حدی قائل نبود و تنها و ارتکاب جرم ناچیزی کافی بود تا در حق مجرم، مجازات نامحدودی اعمال شود. در واقع قصاص به معنای هرنوع دنبالهرویی و پیجویی کردن، سزا، جبران تلافی و مجازات است.
میتوان گفت که قصاص از نظر اصطلاحی به معنای تلافی و استیفای عینی جنایتی که در قتل عمدی، قطع عضو و جرح عمدی بر "مجنی علیه" وارد شده است، بوده به شکلی که اثر به جای مانده از جنایت عیناً روی جانی اجرا شده و به دست آید.
در فقه و حقوق نیز قصاص مجازات مجرم به شکلی معمولاً مشابه جرم است به طور مثال اعدام قاتل به سبب انجام قتل را میتوان تحت عنوان قصاص نام برد.
قصاص در میان جوامع انسانی بیسابقه نبوده است حتی در قدیمیترین قوانین برجای مانده از تمدنهای کهن، میتوان نمونههایی از مقابله به مثل را در نظامهای کیفری را پیدا کرد.
در شرایع الهی و ادیان آسمانی، قانون قصاص نیز وضع شد که به عنوان مجازات مجرم متناسب باجرم صورت گرفت.
اصل قانون قصاص موجب بازدارندگی از وقوع جرم میشود، چرا که چنانچه کسی بداند در مقابل هرجرمی که مرتکب شود، قصاص و مقابلهای به مثل خواهد داشت. از ارتکاب جرم دوری میکند.
در طول تمدنها، در بسیاری از قبایل اولیه نیز کشته شدن شخص الف توسط شخص ب باعث میشد که فرزندان شخص الف یا دوستش (ج) شخص ب را به قتل میرساندند و پس از آن ج را پسران ب یا دوستش میکشتند و این عمل تا آخر حروف الفبا ادامه پیدا میکرد. اصل انتقام در تمام طول تاریخ حقوق و قانون وجود داشته و اثر آن در قانون قصاص حقوق روم، قوانین حمورابی و شریعت موسی(چشم در مقابل چشم) دیده میشود و به آسانی میتوان تأثیر آن را در قوانین جزایی که امروزه در بعضی از کشورهاست را مشاهده کرد...
در این میان میتوان به «قتل نفس» اشاره کرد قتل نفس نخستین جرمی است که از دیدگاه قرآن در زمین واقع شد، که از خود محوری انسانی حاکی است و این عمل در زمان قدیم هم به عنوان جرم و هم تحت عنوان گناه بوده است، بنابراین از ابتدای حیات انسان قتل و ضرب و جرح به عنوان یک تهدید جدی برای زندگی او به حساب آمده، در واقع باید قبول کنیم که انسان از ابتدای زندگی خود، دفاع از خود را یک حق دانسته و در مقابل تهدید از خود عکسالعمل نشان داده است که مقابله به مثل اولین عکسالعمل او بوده است.
میتوان گفت که قصاص از مصادیق حق است و قصاص یک حق غیرمالی بود، چرا که با اجرای، آن نفع مالی برای اولیایی دم از بین میرود و حقی است که قابل اسقاط بوده و از حق الناس است...
**قصاص در قرآن کریم
قرآن کریم میفرماید:«ولکم فیالقصاص حیره یا اولیالالباب»
به معنای این که « ای صاحبان خود قصاص برای شما موجب حیات و زندگی است»
در قرآن کریم دو دسته از آیات وجود دارد که براصل قصاص دلالت میکنند. دسته نخست آیاتی است که به اصل مقابله به مثل به صورت کلی دلالت دارند که یکی از مصادیق آن مقابله به مثل در امور کیفری و جنایی است.
این آیات عبارتند از: «و جزاء سیئه مثلها... و لمن انتصر بعد ظلمه و فاولئک ما علیهم سبیلٍ» (شوری 40 و 41) جزای هر بدی، بدی است همانند آن... برکسانی که پس از ستمی که بر آنها رفته باشد انتقام میگیرند، ملامتی نیست.
«وان عاقبتم فعاقبوا بمثل ماعوقبتم به ولئن صبرتم لهو خیر للصابرین»(نحل 126)
اگر عقوبت میکنید، چنان عقوبت کنید که شما را عقوبت کردهاند و اگر صبر میکنید، صابران را صبر نیکوتر است.
«ضمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم.» (بقره 194)
پس هر کس بر شما تعدی کند به همان اندازه تعدیاش بر او تعدی کنید.
آنچه که از مجموع این آیات و برداشت فقهها و مفسرین به دست میآید، آن است که بدی را میتوان با آن چه مانند آن است پاسخ داد و شخصی که مورد بدی قرار گرفته، مجاز است همان گونه که با او عمل شده است، رفتار کنند و در این صورت هیچ مسئولیتی متوجه او نیست.
همچنین در آیه(شوری 42) میگوید: «جزاء سیه سیئه مثلها»
بنابراین "مجنی علیه" میتواند با جانی همان جور رفتار کند که با او کرده است البته بدون کم و زیاد. در آیه 178 بقره نیز آمده است که «ای کسانی که ایمان آوردهاید، درباره کشتگان، برشما حق قصاص مقرر شده است، آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض زن و هر کس که از جانب برادر دینی خود یعنی ولی مقتول، چیزی در حق قصاص به او گذشت شود، باید از گذشت ولی مقتول به طور پسندیده پیرو میکند و با رعایت احسان خون بها را به او بپردازد. این حکم تخفیف و رحتمی از پروردگار شما است. بنابراین هر کسی بعد از آن از اندازه در گذرد، وی را عذابی دردناک است. در واقع حکم قصاص با نزول آیات قرآن برای مسلمان محرز شده است.



